تبليغاتX
خرچسونه

خرچسونه

نقد عقل خرچسونه یی

1- خدا بی نیاز مطلق است.

2-خدا هیچ کار بیهوده ای انجام نمیدهد.

3-خدا برای رسیدن به هدف خاصی ما را آفریده.

==> خدا به ما نیاز داشته تا به هدف خاصی برسد.

--------------------------------------------

خدا به ما نیاز نداشته تا به هدف خاصی برسد===> خدا بدون این که مارا بیافریند میتواند به هر هدفی برسد(زیرا قادر مطلق است)===>خدا برای آفرینش ما هدفی نداشته؟


+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 1:20  توسط آقای خرچسونه  | 


دلم می خواد از همه کسایی که تو بزرگ شدن من نقش داشتن تشکر کنم و بپرسم چه جوری با این وقاحت کص شعرهایی تو مغزم فرو کردن که پاک کردنش خیلی سخته.

از تعصب که بهم یاد دادین ممنونم"هم به جاش هم بی جاش"

از این که یاد دادین به بقیه دروغ بگم تا فکر کنن آدم خوبی هستم ممنونم.

از این که بهم یاد ندادین من یه آدمم و به عنوان آدم نیاز هایی دارم و این نیاز ها باعث شرم من نباید بشه ممنونم.

از این که از آدم بودن بترسم ممنونم چون باید مثل فرشته ها باشم.

از این که فهمیدم نیاز هام همه نیاز های حیوانیه ممنونم

از این که به عنوان یک انسان حق ندارم به زندگی نگاه کنم و باید به خاطر خوشی کسی دیگه رفتار کنم ممنونم.

از این که فهمیدم در مورد یه سری چیز ها حتی سوال هم نمیتونم بپرسم ممنونم چه برسه به شک!

ازتون ممنونم که بهم یاد دادین پیچیده رفتار کنم و هیچ وقت خواسته های پستم رو بلند در خواست نکنم که یه موقع بقیه بو ببرند من مقدس نیستم.

من مقدس نیستم.

آهای مردم من هنوز انسانم.


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 19:55  توسط آقای خرچسونه  | 

در چه شرایطی و چند سال پیش بابا این حرفها رو زده؟؟؟؟؟!!!!!

قومی متحیرند اندر ره دین             جمعی به گمان فتاده در راه یقین

میترسم از آن روز  بر آید فریاد          که ای بی خبران راه نه آنست و نه این

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 3:48  توسط خرچسونه ی سابق  | 

ایمان وقتی به کار میره که شناختی وجود نداره برای همینه که با تلقین درست دونستن فرضی اون رو کاملا باور میکنیم.اگر دلیلی درست برای فرضی داشته باشیم نیاز به ایمان آوردن نداریم.

تا حالا شده کسی از ما بپرسه آیا به جاذبه ایمان داری؟؟؟؟

شناخت یعنی باور فرضی بنا به دلایل عقلی و منطقی نقض ناپذیر .

ایمان یعنی باور داشتن به فرضی که درست دانستنش به خاطر نبود دلیل عقلی و منطقی به تلقین وابسته شده.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 1:36  توسط آقای خرچسونه  | 

از اینجایی که ما هستیم،

اگر به طرف میکرو بریم، سلول >ملکول>اتم>مثلا الکترون و... که فقط میدونیم ادامه داره ولی تهش هنوز معلوم نیست.

اگر به طرف ماکرو بریم....منظومه شمسی> کهکشان راه شیری>و همینجور فضای لایتناهی که اونم به تهش نمیرسه.

ما کجاییم؟

شاید با همه منظومه شمسی و اطراف و جوانب داریم توی بخار کتری یک موجود مگا مگا مگایی از کتری خارج میشیم؟ نمیشه؟؟؟؟؟ و اون موجود مگا مگا مگا هم اصلا نمیدونه همچین فلاسفه و موجودات مهمی مثل ما توی بخار کتریش یا بخارگ/ه/ش ممکنه وجود داشته باشن!!!!! 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 1:58  توسط خرچسونه ی سابق  | 

درد یعنی وقتی که کسی عمرشو برای تو صرف کنه و تو تخ/متم حسابش نکنی

روش خستگی تو روش بالا بیاری / اما حق اعتراض براش قائل نشی

و حتی قصد اعتراض هم نداشته باشه چون ممکنه ناراحت شی

و ناراحتیه تو اونو از همه چیز بیشتر ناراحت میکنه ...

احساس گناهم قابل درک نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 0:53  توسط آقای خرچسونه  | 

جدیدا حقیقت دچار مشکل شده درکش کمی سخت تر از گذشتست

و محال گرفتن جوابی منطقی از اون

شاید منطق هم ایراد پیدا کرده...

پیدا کنید کره خر بقال محل را در سه جمله با ذکر مثال و رسم شکل!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 1:28  توسط آقای خرچسونه  | 

همه روز رو با نهار فراداش میشه بالا اورد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 0:53  توسط آقای خرچسونه  | 

گل سرخ چه بویی داره؟ منظورم گل گلاب نیست.منظورم رز مشکی هست. میگین بو نداره؟ چرا داره ولی یا توجه نکردین یا فقط بوهای تند رو بو حساب میکنین. یا مثلا بنفشه یا مثلا گل داوودی و لادن و.... بعضی ها رو الان و بعضی رو بهار و تابستون بعد امتحان کنید، مخصوصا بنفشه رو. در مورد مزه ها هم ما ایرونی ها خیلی محدود هستیم. فقط نمک و شوری رو  خوب میشناسیم. خیلی خوب قبول، شیرینی و ترشی رو هم داریم. ولی، کم. تندی چی؟خیلی کمتر. تلخی چی؟ تلخی مثل طعم مبنا توی سوس های ژاپنی مثلا برای سوشی. یا تندی مثل هزار جای دنیا از هند گرفته تا آفریقا! خیلی جالبه که توی ۲تا ۳ هزار سال واون همه مراوده با همه دنیا بازهم خیلی ما ایرانیها زائقه مون عوض نشده! چرا؟
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 4:3  توسط خرچسونه ی سابق  | 

از روی ناچاری به توهمش اکتفا میکنم

 وقتی حقیقت خار مزاجمان را از تلخی میدرد

تخیل ، تصور ، توهم ارزش میشود.


+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 0:53  توسط آقای خرچسونه  |